نوشته‌ها

تندخوانی پیشرفته

یوجینیا الکسینکو تندخوان نابغه و خارق العاده

دمینینگ آبرایان قهرمان حافظه دنیا و استاد بزرگ در کتابش به نام “چگونه در امتحانات قبول شویم” داستان شگفت انگیزی از یوجینیا(تندخوان نابغه) بیان می کند که مهارت ها و موفقیت های او این روز ها ظاهرا با توانایی های ماگلیابچی در 350 سال پیش برابری می کند.

به عقیده یک محقق بزرگ در آکادمی علوم مسکو این دختر می تواند به مراتب سریع تر از سرعتی که انگشتش صفحات را ورق می زند مطالعه کند.

آزمایش یوجینیا

در مرکز پرورش کیفیت مغز آزمون ویژه ای با حضور هیئتی از دانشمندان برای یوجینیای 18 ساله ترتیب داده شد. آنها مطمئن بودند که دختر جوان مطالب آزمون را قبلا مطالعه نکرده است برای اینکه نسخه هایی از مجلات ادبی و سیاسی درست همان روزی که یوجینیا در اتاق آزمون به تنهایی مطالعه می کرد، از دکه های روزنامه فروشی تهیه شده بود.

برای اینکه کارش را سخت تر کنند کتاب های مبهم و پیچیده و قدیمی  و همین طور کتاب های تازه منتشر شده آلمانی که به روسی ترجمه شده بود (تنها زبانی که

یوجینیا بلد بود) در اختیار او گذاشتند.

در حالی که یوجینیا در اتاق تنها مشغول مطالعه بود، ممتحن ها مطالب آزمون را چند مرتبه می خواندند و درباره محتوای مطالب یادداشت بر می داشتند. سپس دو صفحه از این مطالب را در مقابل او قرار می دادند تا ببینند با چه سرعتی می تواند آن را مطالعه کند.

نتیجه آزمایش

درست همانطور که دکتر لیس برای “اولین وود” و ماگلیابچی برای معاصرانش شگفت انگیز بودند، نتیجه آزمایش برای آنها نیز حیرت انگیز بود. یوجینیا از قرار معلوم 1390 کلمه را در یک پنجم ثانیه، مدت زمانی که یک چشم به هم زدن طول می کشد، می خواند.

همچنین چندین مجله، رمان و نقد و بررسی در اختیار او قرار گرفته بود که بدون زحمت آنها را مطالعه کرده بود.

یکی از ممتحن ها گزارش داد که: ما به طور مفصل او را سوال پیچ کردیم و اغلب سوالات اطلاعات خیلی تخصصی بودند که یک نوجوان معمولی هرگز قادر به درک آنها نبود. با وجود این او به آنها پاسخ داد که نشان می دهد او به طور کامل آنها را درک کرده است.

آشکار شدن توانایی منحصر به فرد تندخوان نابغه

جالب است که تا سن 15 سالگی هیچ کسی از توانایی منحصر به فرد دختر جوان اطلاع نداشت. در آن زمان پدرش نیکولای، کپی مقاله بلند یک روزنامه را به او داد. وقتی که دو ثانیه بعد آن را به پدرش برگرداند و به او گفت که جالب بوده است، پدرش تصور کرد که او شوخی می کند. وقتی در باره محتوای آن از او سوال کرد، تمام پاسخ های او صحیح بودند.

 تندخوان نابغه یوجینیا خودش می گوید:

نمی دانم رمز و راز کارم در چیست. صفحات وارد ذهنم می شوند و من به جای عین متن، احساس آن را به خاطر می آورم. نوعی تجزیه و تحلیل در مغزم جریان دارد که واقعا نمی توان آن را توضیح دهم. اما احساس می کنم کتابخانه کاملی در مغزم دام.

نتیجه گیری:

اکثر انسان ها باور دارند که مطالعه با سرعت بیش از هزار کلمه در دقیقه امکان پذیر نیست.

قصد من آوردن چنین مثالهایی شکستن باور های محدود کننده در مورد مطالعه است.

چراکه با داشتن چنین باورهای محدود کننده، پیشرفت سریع و همه جا ممکن نیست.

رکوردداران تندخوانی دنیا چه کسانی هستند؟

مراجع:

کتاب تندخوانی تونی بازان

کتاب چگونه در امتحانات قبول شویم دمینینگ آبرایان

تندخوانی پیشرفته

آنتونیو دی مارکو ماگلیابچی تندخوان و حافظ نابغه

تندخوان و تند یادگیر نابغه، “ماگلیابچی” هم عصر “کریستوفر رن”، “اسحاق نیوتن” و “لایبنیتز” بود. او در 29 اکتبر 1633 در زادگاه “لئوناردو داوینچی” در فلورانس به دنیا آمد. والدین او بقدری فقیر بودند که نمی توانستند آموزش رسمی را برای اوفراهم کنند.

کار در میوه فروشی

در سنین جوانی پیش میوه فروش محله کار می کرد. او در اوقات فراغتش در مغازه سعی می کرد از مطالب روی کتابچه ها و روزنامه هایی که برای بسته بندی میوه ها استفاده می شدند سر در بیاورد.

یکی از مشتریان همیشگی مغازه، کتاب فروش محلی بود که متوجه تلاش آن پسر برای خواندن خطوط تصویری “هیرو گلیف” مقابل روی او شد.

کتاب فروش او را به مغازه خودش برد و ماگلیابچی بلافاصله توانست تقریبا تمام کتاب ها را تشخیص دهد و به خاطر بسپارد و شناسایی کند.

یاد گرفتن خواندن صحیح به کمک کتاب فروش

به کمک کتاب فروش ماگلیابچی سرانجام خواندن صحیح را فرا گرفت و شروع به ترکیب توانایی تازه کشف شده اش در خواندن با تکنیک های خارق العاده حفظ کردن پرداخت که او را قادر ساخت که تقریبا تمام آنچه را که می خواند از جمله نقطه گذاری به خاطر بیاورد.

یک نویسنده که در مورد توانایی های او تردید داشت تصمیم گرفت که شهرت فزاینده این پسر را در تندخوانی و حافظه در بوته آزمایش بگذارد و به ماگلیابچی نسخه دستی جدیدی داد که قبلا هرگز آن را ندیده بود و از او خواست از روی تفریح آن را بخواند.

ماگلیابچی با سرعت فوق العاده ای نسخه دستی را آن طور که لازم بود مطالعه کرد و بلافاصله آن را برگرداند و تایید کرد که تمام آن را مطالعه کرده است.

نویسنده از ماگلیابچی خواست که به او کمک کند تا بعضی از قسمتهای آن را به خاطر بیاورد.

با کمال تعجب دید که آن پسر کل کتاب را برای او نوشت و هر کلمه و تمام نقطه گذاری ها را به طور کامل رونویسی کرد، چنانکه گویی از نسخه اصلی کپی کرده است.

با گذشت زمان، ماگلیابچی با سرعت بیشتر و بیشتری مطالعه می کرد و تعداد بیشماری کتاب را به خاطر می سپرد.

مرجع زنده

سرانجام به خاطر سرعتی که آن اطلاعات را می بلعید و جذب می کرد چنان شهرتی کسب کرد که متخصصین در تمام موضوعات برای راهنمایی و ماخذ و منابع در زمینه مورد علاقه شان  به او مراجعه می کردند.

هر وقت که سوالاتی از او می شد با نقل قول کلمه به کلمه از کتابهایی که خوانده بود و به طور غیرارادی حفظ کرده بود پاسخ می داد.

آوازه او گسترش یافت و سرانجام توسط دوک اعظم توسکنی به عنوان کتابدار خصوصی به کار گماشته شد. برای اینکه بتواند حجم مطالب را در کل کتابخانه کنترل کند، ماگلیابچی تصمیم گرفت توانایی های تند خوانی را به حد فرابشری گسترش دهد.

معاصران او اعلام کرده اند که او به آسانی می توانست نگاهی به صفحه بیاندازد و محتوای کل آنرا فقط با یک یا دو مکث فرابگیرد و این کار موجب بهت و حیرت می شد که اجازه داشتند او را تماشا کنند.

توجه

فقط غیرممکن، غیرممکن است.
بخاطر داشته باشید که ظرفیت مغز انسان چیزی در حدود یک پتا بایت است.
یعنی توانایی ذخیره 5 میلیون کتاب!

حفظ یک کتابخانه توسط یک تندخوان نابغه

او به تدریج شهرت خواندن و حفظ یک کتابخانه را کسب کرد. مانند اکثر نابغه ها، ماگلیابچی همچنان که پیرتر می شد به توسعه مهارت های خودش ادامه داد. هرچه بیشتر مطالعه می کرد و به خاطر می سپرد، سریعتر می توانست مطالعه کند و آن را به یاد بیاورد.

این داستان سر زبان هاست که او در آخر عمر در بستری که با کتاب احاطه شده بود دراز می کشید و هر کدام از آنها را در کمتر از نیم ساعت می بلعید و آنها را پشت سر هم حفظ می کرد تا اینکه به خواب می رفت. او تا زمان مرگش در سال 1714 میلادی در سن 81 سالگی به این کار ادامه داد.

مطالعه داستان تندخوان خارق العاده معاصر یوجینیا

نتیجه گیری:

چنانچه سیستم مغز و چشم ماگلیابچی مستعد این موفقیت و توانایی حافظه و خواندن است، چرا ما با سرعت آهسته ای حرکت می کنیم که ما را در مقایسه با او عملا بی سواد می کند.

پاسخ، ظاهرا نه در فقدان توانایی اصلی بلکه در این حقیقت نهفته است که ما فعالانه و ناآگاهانه به خودمان آموزش میدهیم که آهسته حرکت کنیم و نظام باورها، تمرین های خواندن و عادت هایی را مورد استفاده قرار می دهیم که توانایی مان را برای مطالعه با سرعت های بالاتر و درک معقول از بین می برند.

مراجع:

سایت ویکی پدیا

کتاب تندخوانی تونی بازان